یک دم نگاه کن که چه بر باد میدهی.
-
تاریخ: 1396/9/24 ساعت: 21:09
حالا به درجه ای از رستگاری رسیده ام که گاه و بیگاه وسط همین ظرف شستن های معمولی و چای دم کردن ها فریاد میکشم مگر آدم استفراغش را از روی زمین برمیدارد و میخورد دوباره؟؟!! تعبیر مشمئز کننده ای بود اما میخواهم بگویم برایم آن اتفاق آن گذشته همینقدر پست و مشمئز کننده است که استفراغش کردم و حالا آن میم در...
eat,pray,love
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 10:44
یه روشنایی براش بفرست و عاشق هر لحظه ای باش که به اون فکر میکنی و بعدش بیخیالش شو.بازم به عشق ایمان پیدا کن. خداوند به مانند خودت در درونت زندگی میکنه. اگر تعادلت رو از دست بدی قدرتتم از دست میدی. عشق خطرناک و ترسناکه. اما گاهی اوقات بهم زدن تعادل به خاطر عشق جزیی از زندگی توازن گونه است. با صورت لب...
گفتم آهن دلی کنم چندی.
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 10:44
چند تا فیلم تاثیر گذار دیدم؟چند تا کتاب خوندم؟چند تا پادکست گوش دادم؟با چند تا آدم هم مسیر و مشاور صحبت کردم؟چقدر درمان گرفتم؟چقدر قرص خوردم؟چه زمانی رو در بیمارستان و مطب پزشک سپری کردم؟چقدر سفر کردم؟چقدر اشک ریختم؟چقدر سوگواری کردم؟چقدر لذت نبردم؟چقدر آسیب دیدم؟چقدر نخوابیدم؟ چقدر غذا نخوردم؟چقدر ...
به نقل از کتاب اصول طب داخلی هاریسون-فصل اول
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 10:44
«هیچ سرنوشتی بیش از پزشک بودن نمیتواند فرصت ٬ مسئولیت یا تعهد برای نوع انسان مقدر کند در مراقبت از دردمند ٬ نیاز به مهارت تکنیکی٬ اطلاعات علمی و درک انسانی دارد و اوست که با بهره گیری از شجاعت، تواضع و عقلانیت خدمتی منحصر بفرد برای همنوعان فراهم میکند و عمارتی ماندگار از صفات ممتاز در درون خود بنا م...
بیماری توجه نکردنم.
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 10:44
پس از سالها کنکاش در خودم و جستجوی به یکباره نیمه شبی بالاخره توانستم نام علمی بیماری ام را کشف کنم.من به سندروم TLDR یا Too long; didn’t read (طولانی بود؛ نخواندم) و از آن مهم تر ADD یا attention deficit disorder مبتلا هستم! به نوعی “فراخنای توجه” (Attention span) من در کمترین میزان خود قرار گرفته،...
با همین دست خالی و سردم.
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 10:44
برای خانواده ی همیشه مغلوب همیشه رنجورم می نویسم که برای خاطر خدا بس کنید دیگر. من نه توان مقابله با اندوه بی پایان شما را دارم و نه راه چاره ای برای اشتباهاتتان . دست های من برای تنها خودمم هم کفایت نمیکند از بس که خالی است.فقط دوستتان دارم،بی انتها دوستتان دارم اما ، آنطور که موسی از قوم اش بازگشت...
من یه کاجم ، با بهار کاری ندارم!
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:17
چارلی جانم ، آبی کمرنگ روز های بی رمق و سردم ، مهربانم ، سلام! روزها و هفته ها و ماه ها سپری شده و فاصله ها دلگرمی امان را به آن دورتر ها برده، اما خب من هنوز به داشتنت و خواندن چند خط نامه ام مومن ام....همانطور که در روزهای برفی با آینده ای نامعلوم با همه ی درماندگی هایم با همه شلوغی هایت، برایت نو...
آمد بهار جان ها ...
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:17
بهتر است از نود و چهاری ای که فقط چهار روز مانده تا تحویل اش به بهار نود و پنج، برای خودم و روزهای خوب در راه و به قول دوستان "با تپش های تند تر و آدرنالین بیشتر" چیزی از سهمم بردارم و ببرم...چیزی که مرا وادار کند به بهتر دیدن ، وسیع تر دیدن ، چیزی که مرا به هراس از تکرار گذشته وادارد...چیزی به اندا...
!Mr peach
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:17
خانم دکتر یا آقای دکتر روانپزشکی که احتمالا اینجا را میخوانی و به حرف هایم بها میدهی ، تو را خطاب قرار میدهم که چهار صباحی بیشتر از غیر با افراد معلوم الحالی چون من سر و کارت افتاده! من "پیچ" خورده ام! کل اصل مطلب و بیماری ام همین "پیچ" است! من و هندزفری ام ! البته گمان کنم که او گره خورده و من پیچ ...
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد!
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:16
ب این دوستان بهتر از آب روان فکر میکنم که درگیر تقلید و بی خویشتنی شده اند. اصولا آدم ها یا خودشان هستند و یا نیستند ! آدم خوب و بد نداریم. اگر به ذات خویش ، به خویشتن خویش پناه ببریم جهان نقطه عطف خلا امروزیست. خلا ادراک و فهم و تناسب. در متن پیام های گاه به گاهمان میشود حس کرد انزوای آدم بی خویشتن...